| » . |

--------------------
كد لينك ما :
تاریخچه تئاتر بیله سوار
بیوگرافی نویسنده
فعالیتهای گروه رجا
نقل از سایرین
نوشته ها
نمایشنامه
خبرو فراخوان
تحقیقی و آموزشی
اعضا گروه
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
دعوت از دوستان و عموم علاقه مندان هنر نمایش ( خبرو فراخوان )

بيست ويكمين جشنواره تئاتراستاني كشور – جشنواره استان اردبيل (آبان 88)
از عموم دوستان براي تماشاي اين اجرا دعوت به عمل مي آيد حضورتان موجب دلگرمي و افتخار است
نمايش : تبار تيره گون غبار و ترانه - اجرا : 21/8/88 روز پنچشنبه ساعت۱۸:۳۰- مكان : تالار بیضاءاردبیلی
نويسنده : كريم عظيمي ججين كارگردان : احمد مسرت
بازيگران :
سعيد قرقاني
اكبر صادقي
فاطمه اميري
نور وصدا : فريد معتمدي منشي صحنه : الهه اميري فني و تداركات : علي فرج زاده
لينك ثابت ![]()
تعامل ازشعار تا شعور .... ( نوشته ها )
(لطفا هر نظری دارید با اسم و آدرس بدهید تا شرمنده از پاسخ احتمالی نباشیم )
تئاتر كاري گروهي است و جمع بودن و مسئوليت پذيري در ذات پويا و جوشان آن متبلور و متجلي است تئاتر عليرغم اينكه بومي است ؛ انساني است و قطعا در جغرافيا نمي گنجد . و اصولا يكي از دلايل انساني ناميدن اين هنر ؛ به علت توان برقراري ارتباط با هر زبان و تفكر و ايدئولوژي است . با تئاتر است كه با آواها و حركات نمايشي باوجود داشتن زبان مختلف باهم انس مي گيريم و همديگر را درك كرده و به فهم مشترك مي رسيم . حال با اين اوصاف اگر يك نمايش بخواهد در بطن
گروهي خود؛ تعاملي دوستانه و منطقي داشته باشد ستون هيچ كاشانه اي نبايد بلرزد و نمي لرزد عده اي از دوستان ( اعم از موافق و مخالف بنده ) معترض حقير شده اند كه : شما كجا ؟ مشگين شهر كجا ؟ من دوست دارم بپرسم كه : چرا نه ؟؟ مگر ما مدعي تعامل و هم انديشي نيستيم ؟ مگر موطن يكي با كار در يك محيط ديگر تغيير مي كند ؟ مگر همين بروبچه هاي تئاتر مشگين شهر از خانواده تئاتر اين ديار نيستند ؟ مگر ماها روزي در انتخابات انجمن استان دست به دامان همين نوع از بچه نشديم ؟ اصلا ايراد كار كجاست ؟ چرا منطقي ابراز نظر نمي كنيم ؟ اولا اگر به نويسنده است كه ساليان سال است جغرافيا معني پوشالي خود را از دست داده ! اگر به بازيگراست ..كه حداقل در استان اردبيل خوشبختانه ؛ شايستگي جاي جغرافيا را گرفته است . اگر به گروه و تعصب بومي گرايانه است و درج نام شهر ؟؟ كه دوست و دشمن مي دانند احمد مسرت چه زجرها و سختي ها كه در اين راه نكشيده . . (آماده شنيدن مخالفان اين مبحث هستم ) .اما اندكي صداقت و نيك انديشي و واقع بيني مي طلبد كه دريابد اين كار ( كار تئاتر در مشگين شهر )نيز دقيقا همسو با تعامل منطقي و بومي گرايانه است .. و اصولا اگراین عزیزان تاریحچه تئاتر بیله سوار مطالعه فرمایند متوجه ارتباط قدیمی این دو فرهنگ خواهند شد ..اما اي كاش با ديگران هم اگر نبوديم لااقل با خود صادق بوديم : كه بابا ما چه كرديم و جه ميخواهيم و جه اندازه مختاريم خود را قيم جغرافيا بدانيم ؟ براي اين جغرافيا در طول زندگي هنري مان چه هزينه كرديم ؟ من نه تنها از كار با بچه هاي تئاتر مشگين شهر شرمسار نيستم بلكه خرسند م و مفتخر كه در اندك مدتي كاري را آماده و حداقل به بخش جنبي جشنواره رسانده ام ( كه حرف و حديث و بحث خاص خود را دارد ) . چرا وقتي تعامل يك طرفه و علي الظاهر به نفع ماست ميشود شعار ؟؟!! اما وقتي جايي براي خود دراين دايره نمي بينم و از درك مفهوم واقعي آن عاجزيم متوسل به طعنه و كنايه و قهر و ناز واتهام و هزار عملكرد ناشيانه ميشويم ؟ شعور آنست كه دريابيم . و اگر اين نوع تعامل بدعت است من به آن افتخار مي كنم چرا كه فقط و فقط به تئاتر به عنوان هنر راستين انساني مي انديشم و بس . درادامه بيشتر خواهم گفت . اما از دوستان صادق و صادقان دوست مي خواهم خيلي صريح اين امر را به نقد بگذارند اطمينان داشته باشند كه حقير انتقادات سازنده دوستان را به گوش جان پذيرا خواهم بود وبه كار خواهم بست پس بنده را از ارائه نظراتتون بي نصيب نگذاريد ...ممنون
نتايج بازبيني جشنواره تئاتر استاني ؛ استان اردبيل ( خبرو فراخوان )
تماشاگران نیز در جشنواره قضاوت هئیت محترم بازبینی رابه قضاوت بنشینند !!!!!!!
بی هیچ تفسیر و حاشیه ! فقط و فقط فنی و تکنیکی و تخصصی و کیفیتی ؟؟؟؟
ما هیچ قضاوتی در مورد هیچ کاری نداریم ..قضاوت با تماشاگران . انشااله ...
بخش جنبي :
–نمايش : شبهاي باراني - كار : حسن سعيدي از خلخال
- نمايش : تبارتيره گون غبارو ترانه – كار : احمد مسرت از مشگين شهر
بخش رقابتي :
– نمايش : سربه ازاي سرنيزه – كار : اصغرسعادت از پارس آباد
– نمايش : سوگ مهر – كار :غريب منوچهري از پارس آباد
– نمايش : مغزهاي كنسروي – كار : عباس بهبودي از اردبيل
– نمايش :حكايت مرواريد - كار : صمد واحديزاده از اردبيل
- نمايش : دست هزار- غريب كار: مجيد واحديزاده از اردبيل
– نمايش : تبار خون – كارتوحيد معصومي از اردبيل
بهزاد فراهانی :بودجه تئاتر = یک بارکمک دولت به فوتبال !!!!!! ( نقل از سایرین )
تسليت ( نوشته ها )
درگذشت ناگهاني مرحوم " پرويز مجيدي " برادر دوست عزيزمان آقاي يعقوب مجيدي ( كه در اثر سكته قلبي دارفاني را وداع گفته اند ) را به خانواده محترمشان تسليت عرض مي كنيم اميدواريم غم آخرتان باشد مارا در عم خودتان شريك بدانيد
جدول بازبيني يست ويكمين جشنواره تئاتر استانهاي كشور – استان اردبيل –آبان 88 ( خبرو فراخوان )
5/8/88 –نمايش : شبهاي باراني - كار : حسن سعيدي از خلخال (ساعت 11 صبح ؛ مجتمع فرهنگي و هنري خلخال )
6/8/88 – نمايش : سربه ازاي سرنيزه – كار : اصغرسعادت از پارس آباد (ساعت 12 مجتمع آراز )
6/8/88 – نمايش : سوگ مهر – كار :غريب منوچهري از پارس آباد ( ساعت 14 مجتمع آراز )
7/8/88 نمايش : تبارتيره گون غبارو ترانه – كار : احمد مسرت از مشگين شهر (ساعت 11 تالار انديشه )
7/8/88 – نمايش : سفر آتش – كار سجاد ضامني از نير ( مجتمع الغير ساعت 15 عصر )
8/8/88 – نمايش : ما زنده ايم –كار : كريم عظيمي ججين از اردبيل (ساعت 15 تالاربيضاء)
8/8/88 –نمايش : تك ستاره شب – كار: اردشير عابدي از اردبيل (ساعت 17 –آموزشگاه هنري فروغ )
9/8/88 – نمايش : نداي آغاز – كار : فرهاد طوفان از اردبيل (ساعت 15 تالاربيضاء)
9/8/88 – نمايش : مغزهاي كنسروي – كار : عباس بهبودي از اردبيل (ساعت 17 تالاربيضاء )
10/8/88 – نمايش :حكايت مرواريد - كار : صمد واحديزاده از اردبيل(ساعت 15 آموزشگاه هنري فروغ )
10/8/88- نمايش : دست هزار- غريب كار: مجيد واحديزاده از اردبيل (ساعت 17 آموزشگاه هنري فروغ )
11/8/88 – نمايش : موش كار- : جاويد رخشاني از اردبيل (ساعت 15 تالاربيضاء)
11/8/88 – نمايش : تبار خون – كارتوحيد معصومي از اردبيل (ساعت 17 تالاربيضاء )
موفقیت دوستمان "عدالت فرزانه "از خلخال ( خبرو فراخوان )
وبلاگ گروه درلیست پیوندهای سایت ایران تئاتر ( فعالیتهای گروه رجا )
حاشیه جشنواره از زبان سعید نوریان و نظر حقیر ( نقل از سایرین )
درخشش بيله سواريها در جشنواره آئيني سنتي استان اردبيل ( فعالیتهای گروه رجا )
15 مهر 88 مراسم اختتاميه جشنواره استاني نمايش هاي آئيني سنتي كه روز 12 مهر در بيله سوار كليد خورده بود ( شرح در مطالب قبلي ) در مشگين شهر برگزار شد .(مشروح در ادامه مطلب )
جو صميمي هنرمندان بويژه بيله سواري ها وقتي به اوج خود رسيد كه هنرمند
خردسال بيله سواري " سينا باوفا " از تريبون اهدا جايزه خود را به کارگردانش " احمد
مسرت " اعلام كرد اين كار وي موجب حلقه زدن اشك در چشمان خيلي ها شد اين
كار توسط سائر اعضاي گروه بويژه " جابر فتحي "قديمي ترين بازيگر فعال بيله سوار
تكراري تحسين برانگيز داشت بدين ترتيب خردسال ترين و باسابقه ترين بازيگران بيله
سوار درس وفا و حرمت و نكوداشت ( احمد مسرت ) پيش كسوت شهرشان را عملا
به نمايش گذاشتند اميد كه اين صفا و صميميت جاودانه باقي باشد .
..: آخرين ارسال ها :..
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
a-masarrat.Blogfa.com
This Template Designed By Ali
Kouroshfar and 2Temp For Blogfa
www.TakTemp.com -
www.2Temp.com -
www.iroom.ir
